ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره
طنینطنین، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

هستی ما ترنم و طنین

ما بعد از تقریبا دو ماه برگشتیم خونه , هورااااااااااااااا

1391/7/1 15:11
نویسنده : مامان
904 بازدید
اشتراک گذاری

خیال باطلسلام

ما برگشتیم خونه , خیلی خوشحالم واقعا دلم برای خونه تنگ شده بود .فکر می کردم ترنم خیلی اذیت کنه اما دیدم که ترنم هم خیلی دلش برای خونه تنگ شده بوده .

به محض ورود به خونه ترنمی رفت سراغ سبد اسباب بازی هاش و همچنین سراغ زیر لیوانی ها ی زیر میز که بازی با اونا کار هر روزش بود کلی تعجب کردم که چطوری یادش مونده بعد وقتی داشتیم با بابایی صحبت می کردیم دیدم که حلقه اسباب بازیش رو که آبی ,دم دهنش گذاشته و میگه بلو... وایییییییییییییییییییی یک لحظه شوکه شدم , این همون بازی که من ٢ ماه پیش باهاش انجام میدادم و حلقه های رنگی رو یکی یکی جلوی دهنم می گرفتم و رنگاشون و به انگلیسی بهش می گفتم , اون موقع ترنمی اصلا بلد نبود خیلی حرف بزنه, ولی در کمال تعجب یادش مونده بود .نمیدونید که چقدر ذوق کردیم و چقدر خندیدیم ترنمی هم که ذوق ما رو دیده بود هی تکرار میکرد.الهی مامانی فدات بشه عشقم .

ترنمی , دم اومدن رفتیم بنتون و کلی لباس های خوشگل برای شما خریدیم عشقم ,که شما هم دیگه بزرگ شدی و متوجه چیزهای تازه میشی و کلی دوستشون داری

دختر قشنگم حسابی داری بزرگ میشی ماشاا.. یکسری از لباس هات کوچیک شدن و باید از رده خارج بشن , اما دوست دارم عکس چند تاشون رو (هر چند مثل اول نو و زیبا نیستن ) برای یادگاری برات بگذارم شاید و قتی بزرگ شدی مثل من برات مهم باشه که کوچیک بودی چه تیپ لباس هایی می پوشیدی.

وقتی داشتم از رده خارجشون میکردم حتما از چند تاشون برات عکس میگیرم خیال باطل

خیلی دوستت داریم عزیزترینم.قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان مهبد كوچولو
2 مهر 91 13:13
سلام . به به صفا آوردد به خونه . آفرين به ترنم باهوشم برم كه اينقدر بلا شده . ما هم داريم به تازگي با مهبد انگليسي كار ميكنيم هر وقت به موفقيتي رسيديم حتما ً ثبت ميكنيم .


سلام.مرسی خاله مهدیه جونی.مهبد هم که ماشاا... حسابی باهوش ...پس به زودی می خونیم که گل پسری انگلیسی صحبت می کنه . باریکلا به این فرشته های باهوشمون

خاله سارای ترنم
4 مهر 91 15:52
قربونت برم خانم کوچولوی باهوووش من عاشششششقتم
خاله جون اینجا همه دلشون حسابی واست تنگ شده امیدوارم بتونم زود زود دوباره ببینمت



بوس بوس بوس به خاله خوشگل خودم که خیلی دوستش دارم
مادر آیاتای
5 مهر 91 22:35
واااای آفرین ترنمی.چه خوب انگلیسی هم بلدی عزیزم. مامانی یه کم بیشتر از کارای ترنم گلی برامون بنویس.خیلی بامزه هستن.




حتما عزیزم اگر ترنم خانم وقتی برام بگذاره ..دلمون هم براتون خیلی تنگ شده خاله فرزانه جونی
هدیه خدا- فریماه
6 مهر 91 15:44
آفرین به ترنمی باهوش.
کار قشنگیه عکس لباساشو میذاری. مطمئنا در آینده لذت میبره.


مرسی خاله فریماه جونی , غیبت کبری داشتید ها !!! ذلمون براتون تنگ شده بود بوس